خرید بک لینک

خدایا دستامو بگیر
بدجوری به کمکت به نگاهت به دستات نیاز دارم بدجوری به اغوشت نیاز دارم
مگه جز تو کی هست ک بدونه این چن روزه تو مخ من چه اشوبی به پا شده مگه کی جز تو میتونه با یه راه حل ، مشکلات منو حل کنه و ذهنمو از این همه اشفتگی رها کنه
کی جز تو هس که من بتونم از دیوونگیام براش بگم یا حتی گاهی هیچی نگم و همه حرفامو بخونه
رفیق،نزار شرمنده بنده هات بشم،نزار واسه حل مشکلم به کسی غیر تو رو بیارم.خودت میدونی تمام امروزو داشتم فکر میکردم راه حلا رو نوشتم ولی...کافیه تو یه چشم رحمتی به زندگی من بندازی تا این گره از زندگی من باز بشه...نزار شرمنده غریبه ها بشم وقتی که تو رفیق و اشنای زندگی منی.
دستمو بگیر،میدونی چن وقته حس میکنم ادما یکی یکی دارن بهم پشت میکنن،بزار همه برن،ولی تو بمون،تو بمون،تو بمون و دستمو بگیر.
دلم داره کم میاره،نزار پیر بشه،بزار با رحمتت دلم دوباره جوونه بزنه دوباره بخنده دوباره امیدوار بشه.
میدونی چن وقته حس میکنم ادما دارن ازم دور و دورتر میشن،ولی تو بمون،تو بمون و منو بغلت بگیر.منو بغلت بگیر،مگه کی جز تو میتونه پای بهانه گیریای من بشینه و ترکم نکنه طردم نکنه...
رفیق،صدام بزن ،صدام بزن تا رومو برگردونم سمتت و بعد منو بغل بگیر.ذهنم خستس روحم خستس چشمام خستس و زندگیم...زندگیم داره از پا درم میاره،ولی ...اگه تو باشی،اگه تو باشی کنارم،همه چی حل میشه،لبخند میزنم،دلم شاد میشه،ذهنم باز میشه،روحم چشام سرحال میاد و گره های زندگیم باز میشه
رفیق،تو این بی کسیا،دستمو بگیر...

+ تاريخ سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 22:51 نويسنده خیس بارون |

برچسب: رفیق, نویسنده: غزل قربانی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 4:40

صفحه بندی