برچسب:
نویسنده: غزل قربانی
برچسب:
نویسنده: غزل قربانی
اومدم خونه که تنها باشم دیگه حوصله دیدن خانواده رو نداشتم چقد گاهی برام غیرقابل تحمل میشن
اخ که چقد اینجا ارامش دارم چقد اینجا ذهنم ازاده انگار یه دفه همه دغدغه ها از ذهنم خارج شدن
الانم دارم اهنگ گوش میدم و بستنی میخورم
اینم چوب بستنیام:)
+
تاريخ پنجشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 11:3 نويسنده خیس بارون
|
وقتی تنهای تنهایی لذتای زیادی هس که میتونی تجربه کنی بعد بهت ثابت میشه که تنهایی چقد میتونه خوب باشه برات
مثلا اینکه لخت توخونه بگردی یا وایسی جلو اینه و بدنتو نیگا کنی و اعتماد بنفس پیدا کنی:)
یا وقتی همسایه طبقه بالا نیستش لخت برقصی صدای اهنگتو بلند کنی اصن انگار تو این دنیا نیستی
حالم خوبه ،اومدم اینجا که گریه کنم ولی تا پامو گذاشتم تو کل استرس و نگرانیا و دغدغه هام یادم رف
برچسب: رفیق,
نویسنده: غزل قربانی